سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مرگ کارو... - دنیای فناوری و اطلاعاتpolymer (شیمی.نانو.مکانیک.پلاستیک.لاستیک.)


دنیای فناوری و اطلاعاتpolymer (شیمی.نانو.مکانیک.پلاستیک.لاستیک.)




کارو مرد

چگونه می توان در قرنی که زندگی انسانی و وجدان انسانی ? هیچ نیستند ? جز

فصلی از افسانه های از یاد رفته باستانی ? حکایت زندگی یک فرد را – چه نام

آور چه گمنام – روایت کرد؟
....
در قرنی که هر ماسه تک افتاده اش ? مظهر حماسه ی یک زندگی انسانیست
...
در قرنی اینچنین ? دیگر انسان کیست؟... انسان چیست؟... چکاره است.... که

سرنوشتش چه باشد؟
!...
اما با تمام این احوال مگر می توان خاموش نشست؟
!
مگر می توان فریاد زمانه را ? در گلوی زمین شکست؟
!
مگر می توان به جرم پستی روزگار ? زندگی را بر چوبه دار نامرئی انوار آفتاب ?

این مشعلدار کاروان تیره بختان روزگار ? به دار آویخت؟
!....
و مگر نمی توان سرنوشت یک قرن را ? با سرنوشت یکی از فرزندان آن قرن – چه نام

آور و چه گمنام به هم آمیخت؟!...هان؟
!
مگر نمی توان؟
!.....
........
................

گرسنه بود
.....
شکمش را نمی گویم
...
روحش ? گرسنه بود
.......
چه مانعی داشت؟
همه افراد خانواده ها رفتنی هستند
....
این قانون جنایت بار طبیعی ? تشکیل خانواده ها ... بچه پس انداختن ها و برای

فردای سنگرهای گمنام? قربانی ساختن ها ? باید تا زمان هست و زمین – تا سلامتی

– باقیست ? ادامه داشته باشد
....

کارو بخواب.....آسوده بخواب........عمری سنگها تخت خواب راحت تو بوده اند

بگذار عمری تو گهواره آنها باشی...... بخواب کارو


نوشته شده در شنبه 15/8/89ساعت 7:49 عصر توسط جواد ابراهیم پور نظرات ( ) | |


:قالبساز: :بهاربیست:

.





Powered by WebGozar

 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ راست کلیک با پیغام